دل نوشته این روزهای مامان
سلام خوشگل مامان میخوام یه کم از احوالات این روزام برات بگم که خیلی سردرگم شدم ،از یک طرف زانوی مامانی آسیب جدی دیده و دیگه تا مدتی نمیتونه شما رو نگه داره و از طرف دیگه پیدا کردن پرستار شده معضل بزرگ این روزهای ما ، چند روز پیش یه پرستار مطمئن پیدا کردیم و پس از چند جلسه ملاقات و عنوان رقم نجومی برای دستمزد ازطرف ایشون به توافق رسیدیم که 15 روز در ماه از ساعت 7 تا 3 بعد از ظهر بیاد و انصافا خانم خوش اخلاق و با حوصله ای هم به نظر میرسید ولی چه کنم که دلم اصلا رضایت نمیده که شما رو پیش یه آدم غریبه ....... واقعا هنگ کردم از یه طرف کارم رو دوست دارم و از طرفی احساس مادری دست و پامو بسته . دوست داشتم یکی پیدا میشد و بهم میگفت تکلیف مادری که هم دوست داره تو اجتماع باشه و هم فرزندشو تربیت کنه چیه ، (این افزایش ساعت کاری در دولت تدبیر و امید هم شده نور علی نور)
وای خدای من کمکم کن یه راه حلی پیش روم بذار تا مجبور نشم بر خلاف میلم کارمو رها کنم .
![]()
عسل مامان،تو از تمام دنیا برام باارزش تری و اگه لازم باشه به خاطرت رو تمام علایقم پا میذارم تا بتونم برات بهترین مامان دنیا باشم . از خدا میخوام که همیشه شاد و سالم باشی .الهی آمین.


دل نوشته این روزهای مامان
